برنامه هستهاي بهانه است، علت اصلي حمله، دلار است!
در حالي كه مناقشه رسانهها و مقامات ديپلماتيك آمريكا و اروپا بر سر برنامه هستهاي ايران به اوج خود رسيده، برخي تحليلگران آمريكايي بر اين باورند كه علت اصلي حمله احتمالي آمريكا به ايران، برنامه هستهاي نيست.
به گفته آنان، دليل خشم ايالات متحده از ايران، راهاندازي بورس نفتي توسط ايران است كه اين كالاي گرانبها را به جاي دلار با يورو معامله ميكند و با اين اقدام، كل اقتصاد آمريكا را به چالش ميكشد.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، «Mike whiting» در تحليلي نوشت: ايران را ميخواهند نجات بدهند يا دلار را؟
در اين تحليل آمده است: دولت بوش، هرگز به دولت ايران اجازه نخواهد داد که بازار بورسي باز کند که در آن، دلار، با «يورو» خريد و فروش شود. اگر چنين اتّفاقي بيافتد، ميلياردها دلار بازگشتي به ايالات متّحده آمريکا، موقعيّت دلار را زير و رو خواهد کرد و آمريکا را ويران خواهد ساخت. از اين رو، بوش و دارودسته او، طرح درگير کردن ملّت آمريکا را در جنگ با ايران، در افکندهاند.
به زبان ساده، اين به قصد حفظ سيستم کنوني اقتصاد جهاني است که در آن، دلار، به عنوان «پول ذخيره»، حکم ميراند.
فغان و فرياد و زاري از اين که ايران در حال ساختن بمب اتمي است، هيچ نيست به جز بهانهاي براي شروع جنگ.
NIE، سازمان ملّي ارزيابي اطّلاعات جاسوسي [آمريکا]، پيشبيني کرده است که ايران تا شايد قبل از ده سال ديگر قادر به ساختن بمب اتمي نيست. همانطور که البرادعي، رئيس آژانس بينالمللي انرژي هستهاي گفته و بارها تکرار کرده است، بازرسان آژانس او به هيچ مدرک قابل استنادي مبني بر وجود يک برنامه تهيّه بمب اتمي در ايران بر نخوردهاند.
سلاح اتمي و برنامه سلاح اتمي ساختن در کار نيست. اين، طرح اقتصادي ايران است که يک تهديد وجودي، يک تهديدِ بود و نبود، براي آمريکا به حساب ميآيد. آمريکا بازار نفت را «مونو پليزه» کرده است. پولهاي نفتي، به دلار حساب ميشوند و بعد، يا در NYMEX (New York Mercantile Exchange) و يا در IPE ( London International Petroleum Exchange) که هر دو متعلّق به آمريکا هستند، به ارزهاي ديگر، تبديل ميشوند. اين امر، تمام بانکهاي مرکزي جهان را ناچار ميکند که در بانکهاي خود، ذخاير بسيار بزرگ دلار، نگاهداري کنند.
«مونوپل» پول آمريکا، به روشني و وضوح کامل، شکل هِرَمي دارد. تا هر زمان که ملّتها ناچار باشند که نفت را به دلار بخرند، آمريکا ميتواند به صورتي موهن و فوق العاده تحقيرآميز، بدون کوچکترين مؤاخذه و مجازاتي، به ولخرجيهاي خودش ادامه دهد.
دلار، در حال حاضر، 68 درصد پول سرمايه جهاني را به خود اختصاص داده است، در حالي که اين رقم، ده سال پيش 51 درصد بود. براي اين استراتژي، تنها تهديد، اين خواهد بود که:
رقابت يک جايگاه مستقلّ بورس نفتي، به وجود بيايد که دلار لرزان و متزلزل آمريکا رامجبور کند تا خود را رو در روي يک پول ثابت و غير متزلزل و آزاد از بدهي [برعکس دلار] بيابد. پولي مثل «يورو». چنين واقعهاي، بانکهاي مرکزي را ناچار ميکند که دارايي active خود را ناهمگون نگاه دارند و ميلياردها دلار را به آمريکا برگردانند. چنين چيزي، يکباره، يک سيکل تورّم ويرانگر را براي آمريکا در پي خواهد داشت.
تلاش براي پنهان نگاه داشتن اطّلاعات مربوط به بازار تبادل نفت، و دور نگاه داشتن آن از انظار عمومي، بسيار ماهرانه انجام پذيرفته است. يک جستجوي ساده در «گوگل»، معلوم ميکند که هيچيک از مطبوعات بزرگ، در باره ي چنين بورسي، چيزي ننوشته اند. نفرت وسايل ارتباط جمعي از انعکاس مطالبي به نفع مردم، ولي نامطلوب، و متضاد با روايت رسمي، در موارد متعدّد ديگري هم خود را بارز کرده است. مثلاً:
- در مورد انتخابات تقلّبي سال 2004
- در مورد Downing Street Memo
- و در مورد در هم کوبيدن فلوجه.
وسايل ارتباط جمعي، به جاي خبررساني، به صورت وسيله يي براي تقويت صداي رسمي دولتها، و دستکاري افکار عمومي، با مردمفريبي اختصاصي دولت بوش، به کار گرفته ميشوند. از اين رو، بسيار اندکند کساني که اقلّاً يک ايده ساده از خطري که امروز، اقتصاد آمريکا را تهديد ميکند داشته باشند.
اين موضوع، مسئله «نزاع ليبرالها و محافظهکارها» نيست. آنهايي که مسئله را تحليل کردهاند، همه به يک تنيجه رسيدهاند:
اگر بازار ايران، گشوده شود، دلار، به قعر دريا فروخواهد رفت؛ و اقتصاد [آمريکا] خواهد شکست و هر ذرّهاش به جايي پرتاب خواهد شد! اين، سخني است که اقتصاددان، Krassimir Petrov ، در مقالهاي که اخيراً نوشته است ميگويد: «از يک نقطه نظر صد درصد اقتصادي، اگر بورس نفت ايراني، بال و پر بگيرد، با چابکي و سبکبالي، به وسيله قدرتهاي بزرگ اقتصادي، دنبالهروي خواهد شد و مرگ دلار را به جلو خواهد انداخت.
و در آنچه به تحليلگر دست راستي، Alan Peter، برميگردد، او در مقاله خود، «خطر ملّاها»، مينويسد: «با اقتصادي اينچنين متقابلاً به هم وابسته و در هم تنيده، يک فشار بزرگ جهاني، نه فقط اقتصاد آمريکا، بلکه اقتصاد بقيّه جهان را هم در فقر فرو خواهد برد».
«هرگز نبايد چنان اتّفاقي در بازار جهاني بيافتد که آمريکا را وا دارد که بهاي صادرات خود را کم کند»...
«دويست ميليون آمريکايي، ممکن است که به خيابان پرتاب شوند. بي کار، گرسنه، و بدون هيچ چتر حفاظتي: نه کسي توانايي آن را داشته باشد که به ياري آنها بشتابد؛ و نه کسي بتواند حتّي به اندازه ي يک آش گرم – مثل ايّام فشار اقتصادي سالهاي 1920ـ1930 از آنها دستگيري کند...».
چنين اتّفاقي، به بالا رفتن بهاي بهره، و به يک تورّم همهجانبه و نجومي، و به يک بيکاري بسيار فراگير خواهد انجاميد. اين است سناريوي وحشتناک اگر بورس ايراني به رسميّت شناخته شود و دلار را از لانه بلند خود فرود بياورد و اين است آنچه جنگ را اينچنين به جدّ، محتمل ميسازد. حتّي يک جنگ هستهاي را.
حالا ما ميتوانيم بفهميم که براي چه، وسايل ارتباط جمعي، مهربانانه، همخط و همسو، و صف بسته در پي چند مليّتيها، اشاره به بازار جديد نفت را از ياد برده اند. اين، رازي است که ارکان مديريّت، بيشتر دوست دارند که فقط به نزد خود نگاهدارندش.
راحتتر است اين که افکار عمومي را با قصّه سلاح اتمي، و مسلمانان انتگريست، قانع کنند، تا با دليلتراشي و توجيه کردن به راه انداختن يک جنگ، براي نجات دلاري که دچار کمخوني شده است! اين، دلار است که آمريکا، از آن در عراق دفاع ميکند؛ و به احتمال زياد، به زودي در ايران.
صدّام، در سال 2000 به «يورو» روي آورد و بمباران عراق، در سال 200۲ شروع شد!
برگردان از محمّدعلي اصفهاني
بنده کیف می کنم وقتی شعرهای ناب آقای علیرضا قزوه رو می خونم حالا این یکی هم از طرف آقای قزوه تقدیم به شما :