تنها تو مانده ایی نصر الله

 

سيد حسن نصرالله عزيزم

 

شرم الشيخ كوفه است و
جنوب‌، نينوا!
دارد جنوب شبيه كربلا مي شود
مديترانه‌، فرات است
فرات‌، عباي توست!
براي اين همه زخمي
براي اين همه بي كفن
تنها رداي مهربان تو مانده است!

وگرنه اين سران
دشداشه‌هاشان را
پرچم صلح كردند و فروختند
شايد اگر نبود نفت مي‌جنگيدند
ديروز، ذوالفقار را
با قطعنامه‌ها
تاق زدند
امروز منتظرند
كه از قطعنامه‌ها
زمين و نان
فرشته و غلمان ببارد!
باريد!
و قطعنامه همين بمبي ست
كه دارد مي‌بارد!

جنوب غرق خون است و
غزه آهوي زخمي
تو تنها مانده اي نصرالله!
در خيبري به نام جنوب
و هواپيماها دارند خندق مي كنند و
كودكان زخمي تشنه اند
تو رفته اي از شريعه آب بياوري
در برابر چشم اين همه ماهواره جاسوسي

اوضاع روزگار بد نيست
از سران عرب
يكي با شمشيري از طلا بر كمر
دارد ريشش را خضاب مي‌كند و
يكي
هميشه در مواقع حساس
به سجده مي‌رود
شيخ فلان
تا دشداشه را عوض كند

شيخ الرشيد تا سان ببيند از برابر عكسش
شاه كوچك تا برگردد از تعطيلات آمريكايي
دير خواهد شد
نماد ارتش عربي
پليس مصراست
كه همچنان حمله مي كند به الازهر!
جان بولتون دارد پارس مي‌كند در سازمان ملل!

تنها تو مانده اي نصرالله!
پس شمشير را پس بگير و
اسب را پس بگير و
شريعه را پس بگير و
غيرت عربي را پس بگير
كه پادشاهان عرب
شيهه اسبان مرده‌اند!

مرگ بر اسرائیل ( شعری ناب از آقای قزوه)

جهان همان كه بود، خواهد شد
و ما همان كه بايد باشيم
موسي و فرعون
يكي موسي خواهد شد
يكي فرعون
از ما و آنها
يكي شهيد خواهد شد و
يكي قابيل!
تو زنده مي‌ماني اسماعيل!

بازي دارد به نيمه نهايي نزديك مي‌شود
اما بازي تمام نخواهد شد
فيفا و نازي‌ها
شوراي امنيت و كاخ سفيد در يك سو
و بچه‌هاي زخمي غزه در آن سو
بازي دارد به نيمه نهايي مي‌رسد
يازده گرگ با لباس و با چكمه
در الخليل دنبال يوسف زخمي مي‌گردند
رايس توپ را مي‌كارد درست بر نقطه پنالتي
خمپاره را مي‌كارد درست در سه متري دروازه
دروازه رفح
دروازه قديمي غزه
و طور سينا!
همه چيز قاطي شده ست با هم و
بازي ادامه دارد
النگوي ديويد بكام و ضجه‌هاي هدي *
لبخند مارادونا و گريه‌هاي خدا
فيگو پاس مي‌دهد به زيدان
دكو شوت مي‌زند به دروازه ايران
و ضربه‌هاي سر دايي
ديگر افاقه نمي‌كند
شيمون پرز نشسته است بر كرسي تمام مربي‌ها
و مي‌چيند مهره‌ها را
تمام توپ‌ها
در غزه فرود مي‌آيند
مي خواهند تو را شهيد كنند اسماعيل!
درست در بين دو نيمه فينال
بوش كارت قرمز مي‌دهند به زمين
كارت قرمز مي‌دهند به طور و موسي
رايس كارت قرمز مي‌دهد به كولينا
كارت زرد مي‌دهد به كوفي عنان
شايد البرادعي به زمين آمد!
شايد كرزاي تعويض شد!

اسكولاري پاس مي‌دهد به سپ بلاتر
مارادونا به پله
پله به كلوزه
فردوسي پور از بهشت گزارش مي‌كند و
تمام ستاره‌ها جمعند
نبرد هيتلر و موسوليني
داور بوش و خط نگهدار رايس و بلر
توپ جمع كن زلماي نمرودزاد!
داور تمام ساكنان فلسطين را ييرون كرد!
داور به هدي كارت زرد داد
شيمون پرز به بوش پرتقال خوني داد
با هر شوت
وزيري از حماس دستگير شد!

دروازه خودشان كوچك تر از توپ و
دروازه حريف ، تمام زمين
هواپيماهاي جنگي
فرود مي‌آيند بر زمين چمن
يازده گرگ ، آهويي را دنبال مي‌كنند و تماشاگران هورا مي‌كشند
يازده گرگ با دهان خوني
يك سرباز اسرائيلي با يازده ستاره شكسته بر شانه گم مي‌شود و
شهري در آتش مي‌سوزد!
ابراهيم را با چاقو مي‌زنند و
تو را مي‌خواهند شهيد كنند اسماعيل!

بازي به نيمه نهايي رسيده است
و بسته پيشنهادي شيطان‌ها براي خدا
حاوي بمب است!
آقاي گل با چكمه
با مسلسل سنگين
بر سكو مي‌ايستد و
بازي تمام مي‌شود
خدا ولي تمام نخواهد شد!
دوباره فرعون ، فرعون است و موسي موسي
تنها از ما و آنها
يكي شهيد خواهد شد و
يكي قابيل
بازي تمام مي‌شود
و نامها عوض خواهد شد
به جاي رايس
تخم مرغ گنديده
به جاي بوش
گوجه فرنگي له شده!
اما تو همچنان اسماعيل خواهي ماند!

نشسته ام كنار زمين
نه چمني
نه دروازه‌اي
نه قانوني
نه داوري
و منتظرم كه چه وقت خدا
به بسته‌هاي پيشنهادي
جواب خواهد داد!


* هدي: دخترك فلسطيني كه چند روز پيش صهيونيست‌ها پدرش را جلوي چشمش در ساحل دريا شهيد كردند