مرگ بر اسرائیل ( شعری ناب از آقای قزوه)

جهان همان كه بود، خواهد شد
و ما همان كه بايد باشيم
موسي و فرعون
يكي موسي خواهد شد
يكي فرعون
از ما و آنها
يكي شهيد خواهد شد و
يكي قابيل!
تو زنده مي‌ماني اسماعيل!

بازي دارد به نيمه نهايي نزديك مي‌شود
اما بازي تمام نخواهد شد
فيفا و نازي‌ها
شوراي امنيت و كاخ سفيد در يك سو
و بچه‌هاي زخمي غزه در آن سو
بازي دارد به نيمه نهايي مي‌رسد
يازده گرگ با لباس و با چكمه
در الخليل دنبال يوسف زخمي مي‌گردند
رايس توپ را مي‌كارد درست بر نقطه پنالتي
خمپاره را مي‌كارد درست در سه متري دروازه
دروازه رفح
دروازه قديمي غزه
و طور سينا!
همه چيز قاطي شده ست با هم و
بازي ادامه دارد
النگوي ديويد بكام و ضجه‌هاي هدي *
لبخند مارادونا و گريه‌هاي خدا
فيگو پاس مي‌دهد به زيدان
دكو شوت مي‌زند به دروازه ايران
و ضربه‌هاي سر دايي
ديگر افاقه نمي‌كند
شيمون پرز نشسته است بر كرسي تمام مربي‌ها
و مي‌چيند مهره‌ها را
تمام توپ‌ها
در غزه فرود مي‌آيند
مي خواهند تو را شهيد كنند اسماعيل!
درست در بين دو نيمه فينال
بوش كارت قرمز مي‌دهند به زمين
كارت قرمز مي‌دهند به طور و موسي
رايس كارت قرمز مي‌دهد به كولينا
كارت زرد مي‌دهد به كوفي عنان
شايد البرادعي به زمين آمد!
شايد كرزاي تعويض شد!

اسكولاري پاس مي‌دهد به سپ بلاتر
مارادونا به پله
پله به كلوزه
فردوسي پور از بهشت گزارش مي‌كند و
تمام ستاره‌ها جمعند
نبرد هيتلر و موسوليني
داور بوش و خط نگهدار رايس و بلر
توپ جمع كن زلماي نمرودزاد!
داور تمام ساكنان فلسطين را ييرون كرد!
داور به هدي كارت زرد داد
شيمون پرز به بوش پرتقال خوني داد
با هر شوت
وزيري از حماس دستگير شد!

دروازه خودشان كوچك تر از توپ و
دروازه حريف ، تمام زمين
هواپيماهاي جنگي
فرود مي‌آيند بر زمين چمن
يازده گرگ ، آهويي را دنبال مي‌كنند و تماشاگران هورا مي‌كشند
يازده گرگ با دهان خوني
يك سرباز اسرائيلي با يازده ستاره شكسته بر شانه گم مي‌شود و
شهري در آتش مي‌سوزد!
ابراهيم را با چاقو مي‌زنند و
تو را مي‌خواهند شهيد كنند اسماعيل!

بازي به نيمه نهايي رسيده است
و بسته پيشنهادي شيطان‌ها براي خدا
حاوي بمب است!
آقاي گل با چكمه
با مسلسل سنگين
بر سكو مي‌ايستد و
بازي تمام مي‌شود
خدا ولي تمام نخواهد شد!
دوباره فرعون ، فرعون است و موسي موسي
تنها از ما و آنها
يكي شهيد خواهد شد و
يكي قابيل
بازي تمام مي‌شود
و نامها عوض خواهد شد
به جاي رايس
تخم مرغ گنديده
به جاي بوش
گوجه فرنگي له شده!
اما تو همچنان اسماعيل خواهي ماند!

نشسته ام كنار زمين
نه چمني
نه دروازه‌اي
نه قانوني
نه داوري
و منتظرم كه چه وقت خدا
به بسته‌هاي پيشنهادي
جواب خواهد داد!


* هدي: دخترك فلسطيني كه چند روز پيش صهيونيست‌ها پدرش را جلوي چشمش در ساحل دريا شهيد كردند

سامری ها در سامرا (( یه شعر ناب دیگه از آقای علیرضا قزوه ))

و اين سر بريده كه افتاده‌ست در كربلاي سامرا
سر بريده يحيي‌ست
سر بريده ماست
ديروز از موشك كروز ترسيديد
آن بالا خدايي بود
بالاتر از موشك كروز
حالا از آن بالا خيال‌تان راحت شد

ديروز روبه‌روي پيامبر ايستادند
امروز روبه‌روي مهدي هادي
امروز روبه‌روي مسيح

اين قبور متبرك
دوازده قرن است مي‌درخشد
در قلب اهل شيعه و سنت
و سامرا مي‌ماند در جايش
و ساخته مي‌شود زيباتر از قبل
و آن‌چه پوچ ابن پوچ است تويي
اي بوش ابن ابي
پنجاه سال كه بگذرد
سگ‌هاي ولگرد بر قبرت مي‌پاشند و تو پالايش مي‌شوي
و پاك نمي‌شوي !

شما با اراده خدا شوخي كرديد
شما سر حسين را دوباره بريديد
شما سكوت كرديد
موساد آمده‌ست
موعود آمده است در حواشي همين شعر و دارد مي‌نگرد به مسلمين
سه روز مي‌گذرد از واقعه...

به شاعران فلسطين مي‌نويسم اين نامه را
سي شعر را كه نوشته‌ام براي قدس
ضميمه اين نامه مي‌كنم
آي شاعران فلسطين
حتا به روح مردگان كه شعر مرا خوانده‌اند
به شاعران تشنه‌ي سفر به فرانسه مي‌نويسم
كه در همين تهرانند و
هي براي هم مي‌زنند و
هي پشت سر هم دروغ مي‌بافند
اين نامه را به محمد البرادعي هم مي‌فرستم كه يك مسلمان است و
از بوش هم مي‌ترسد و
از لندن هم خوشش مي‌آيد
اين نامه را براي بوش و رايس نمي‌فرستم
آنان كوچك‌اند و سي سال ديگر
به سرنوشت يزيد دچار مي‌شوند
بچه‌هاي آمريكايي حتا نمي‌دانند
كه نام اين زوج نگون‌بخت چه بوده است
اين نامه را به درويش مي‌نويسم كه شاعر است
به روح نزارقباني
براي خشم خوشه‌هايش صلوات هم مي‌فرستم و
رونوشت مي‌زنم به روح‌هايي كه جوان‌مردند
- براي معين بسيسو هم آن سي شعر را مي‌فرستم -
دعوت مي‌كنم زرتشت را و تمام موبدان را
كه گرد آتش‌كده‌ها مي‌چرخيدند و معبدي داشتند
كه گرد حريم حرم بگردند و
با من در سامرا به چرخ درآيند!

حرم حريم دل ماست
يك پرده سمت پنجره بهشت است
كه پرده دران دارند پرده دري مي‌كنند و
از قرآن يك صفحه كنده مي‌شود و
صالح به سوي قوم خويش مي‌آيد
با شتري كه اين سلفي‌هايش كشتند
به اين شتر نزديك نشويد
محبوب آل‌الله است اين حرم!

براي ابومسلم نامه نوشتم
به بابك خرمدين ايميل زدم كه بيايد
در اعتراض به اين جنايت
و آمدند.
صالح فرياد مي‌زند كه اين شتر را نكشيد و
ابومسلم بايد به داد اين همه تنهايي برسد
و اين ابومسلم كه مي‌گويم
از اين مسلمانان كه پول مي‌گيرند از رايس
از اين شاعران مسلمان
كه چرخ مي‌زنند دور سفارت‌خانه فرانسه
صد بار بهتر است
هورا به فرخي كه شرف دارد بر آقاي سين عين
حتي سگ فرخي شرف دارد بر آقاي ميم... بماند
موعود آمده است
فقط مانده‌ام كه نسل اين آدم‌هاي ابتر از كجا پيدا شد
آن قوم تكثير نشد و نمي‌شود
اين آدم‌ها بايد ماشين‌هاي آهني غرب باشند
با شناسنامه جعلي
اين شاعران كه ساكتند
قورباغه‌هاي ابوسفيانند

من مانده‌ام با سي شعر براي قدس
و دعوت نامه‌اي براي تمام شاعران جهان
من مانده‌ام با روضه‌اي كه مانده روي زبانم
ياس كبود!
دنبال قبر تو هم مي‌گردند
چه خوب شد كه قبر تو پنهان است
آنان موريانه‌اند و من روضه‌اي غريبانه مي‌خوانم
و سامرا از قدس كم‌تر نبود
و سامري‌ها
در سامرا چقدر زيادند
پيراهن يوسف است حرم
برادرانش قبا كردند و
يعقوب گريه مي‌كند تا هنوز
سه روز گذشت و بوي شعر نمي‌شنوم از كنعان
از تهران
نارنجكي به دهان مي‌بندم
نارنجكي به شعر...

برنامه هسته‌اي بهانه است، علت اصلي حمله، دلار است!

در حالي كه مناقشه رسانه‌ها و مقامات ديپلماتيك آمريكا و اروپا بر سر برنامه هسته‌اي ايران به اوج خود رسيده، برخي تحليلگران آمريكايي بر اين باورند كه علت اصلي حمله احتمالي آمريكا به ايران، برنامه هسته‌اي نيست.

به گفته آنان، دليل خشم ايالات متحده از ايران، راه‌اندازي بورس نفتي توسط ايران است كه اين كالاي گرانبها را به جاي دلار با يورو معامله مي‌كند و با اين اقدام، كل اقتصاد آمريكا را به چالش مي‌كشد.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، «Mike whiting» در تحليلي نوشت: ايران را مي‌خواهند نجات بدهند يا دلار را؟
در اين تحليل آمده است: دولت بوش، هرگز به دولت ايران اجازه نخواهد داد که بازار بورسي باز کند که در آن، دلار، با «يورو» خريد و فروش شود. اگر چنين اتّفاقي بيافتد، ميليارد‌ها دلار بازگشتي به ايالات متّحده آمريکا، موقعيّت دلار را زير و رو خواهد کرد و آمريکا را ويران خواهد ساخت. از اين رو، بوش و دارودسته او، طرح درگير کردن ملّت آمريکا را در جنگ با ايران، در افکنده‌اند.

به زبان ساده، اين به قصد حفظ سيستم کنوني اقتصاد جهاني است که در آن، دلار، به عنوان «پول ذخيره»، حکم مي‌راند.

فغان و فرياد و زاري از اين که ايران در حال ساختن بمب اتمي است، هيچ نيست به جز بهانه‌اي براي شروع جنگ.

NIE، سازمان ملّي ارزيابي اطّلاعات جاسوسي [آمريکا]، پيش‌بيني کرده است که ايران تا شايد قبل از ده سال ديگر قادر به ساختن بمب اتمي نيست. همانطور که البرادعي، رئيس آژانس بين‌المللي انرژي هسته‌اي گفته و بار‌ها تکرار کرده است، بازرسان آژانس او به هيچ مدرک قابل استنادي مبني بر وجود يک برنامه تهيّه بمب اتمي در ايران بر نخورده‌اند.

سلاح اتمي و برنامه سلاح اتمي ساختن در کار نيست. اين، طرح اقتصادي ايران است که يک تهديد وجودي، يک تهديدِ بود و نبود، براي آمريکا به حساب مي‌آيد. آمريکا بازار نفت را «مونو پليزه» کرده است. پول‌هاي نفتي، به دلار حساب مي‌شوند و بعد، يا در NYMEX (New York Mercantile Exchange) و يا در IPE ( London International Petroleum Exchange) که هر دو متعلّق به آمريکا هستند، به ارز‌هاي ديگر، تبديل مي‌شوند. اين امر، تمام بانک‌هاي مرکزي جهان را ناچار مي‌کند که در بانک‌هاي خود، ذخاير بسيار بزرگ دلار، نگاهداري کنند.

«مونوپل» پول آمريکا، به روشني و وضوح کامل، شکل هِرَمي دارد. تا هر زمان که ملّت‌ها ناچار باشند که نفت را به دلار بخرند، آمريکا مي‌تواند به صورتي موهن و فوق العاده تحقيرآميز، بدون کوچکترين مؤاخذه و مجازاتي، به ولخرجي‌هاي خودش ادامه دهد.

دلار، در حال حاضر، 68 درصد پول سرمايه جهاني را به خود اختصاص داده است، در حالي که اين رقم، ده سال پيش 51 درصد بود. براي اين استراتژي، تنها تهديد، اين خواهد بود که:
رقابت يک جايگاه مستقلّ بورس نفتي، به وجود بيايد که دلار لرزان و متزلزل آمريکا رامجبور کند تا خود را رو در روي يک پول ثابت و غير متزلزل و آزاد از بدهي [برعکس دلار] بيابد. پولي مثل «يورو». چنين واقعه‌اي، بانک‌هاي مرکزي را ناچار مي‌کند که دارايي active خود را ناهمگون نگاه دارند و ميلياردها دلار را به آمريکا برگردانند. چنين چيزي، يکباره، يک سيکل تورّم ويرانگر را براي آمريکا در پي خواهد داشت.

تلاش براي پنهان نگاه داشتن اطّلاعات مربوط به بازار تبادل نفت، و دور نگاه داشتن آن از انظار عمومي، بسيار ماهرانه انجام پذيرفته است. يک جستجوي ساده در «گوگل»، معلوم مي‌کند که هيچيک از مطبوعات بزرگ، در باره ي چنين بورسي، چيزي ننوشته اند. نفرت وسايل ارتباط جمعي از انعکاس مطالبي به نفع مردم، ولي نامطلوب، و متضاد با روايت رسمي، در موارد متعدّد ديگري هم خود را بارز کرده است. مثلاً:

- در مورد انتخابات تقلّبي سال 2004
- در مورد Downing Street Memo
- و در مورد در هم کوبيدن فلوجه.

وسايل ارتباط جمعي، به جاي خبررساني، به صورت وسيله يي براي تقويت صداي رسمي دولت‌ها، و دستکاري افکار عمومي، با مردمفريبي اختصاصي دولت بوش، به کار گرفته مي‌شوند. از اين رو، بسيار اندکند کساني که اقلّاً يک ايده ساده از خطري که امروز، اقتصاد آمريکا را تهديد مي‌کند داشته باشند.

اين موضوع، مسئله «نزاع ليبرال‌ها و محافظه‌کار‌ها» نيست. آن‌هايي که مسئله را تحليل کرده‌اند، همه به يک تنيجه رسيده‌اند:

اگر بازار ايران، گشوده شود، دلار، به قعر دريا فروخواهد رفت؛ و اقتصاد [آمريکا] خواهد شکست و هر ذرّه‌اش به جايي پرتاب خواهد شد! اين، سخني است که اقتصاددان، Krassimir Petrov ، در مقاله‌اي که اخيراً نوشته است مي‌گويد: «از يک نقطه نظر صد درصد اقتصادي، اگر بورس نفت ايراني، بال و پر بگيرد، با چابکي و سبکبالي، به وسيله قدرت‌هاي بزرگ اقتصادي، دنباله‌روي خواهد شد و مرگ دلار را به جلو خواهد انداخت.

و در آنچه به تحليلگر دست راستي، Alan Peter، برمي‌گردد، او در مقاله خود، «خطر ملّا‌ها»، مي‌نويسد: «با اقتصادي اينچنين متقابلاً به هم وابسته و در هم تنيده، يک فشار بزرگ جهاني، نه فقط اقتصاد آمريکا، بلکه اقتصاد بقيّه جهان را هم در فقر فرو خواهد برد».
«هرگز نبايد چنان اتّفاقي در بازار جهاني بيافتد که آمريکا را وا دارد که بهاي صادرات خود را کم کند»...

«دويست ميليون آمريکايي، ممکن است که به خيابان پرتاب شوند. بي کار، گرسنه، و بدون هيچ چتر حفاظتي: نه کسي توانايي آن را داشته باشد که به ياري آن‌ها بشتابد؛ و نه کسي بتواند حتّي به اندازه ي يک آش گرم – مثل ايّام فشار اقتصادي سال‌هاي 1920ـ1930 از آن‌ها دستگيري کند...».

چنين اتّفاقي، به بالا رفتن بهاي بهره، و به يک تورّم همه‌جانبه و نجومي، و به يک بيکاري بسيار فراگير خواهد انجاميد. اين است سناريوي وحشتناک اگر بورس ايراني به رسميّت شناخته شود و دلار را از لانه بلند خود فرود بياورد و اين است آنچه جنگ را اينچنين به جدّ، محتمل مي‌سازد. حتّي يک جنگ هسته‌اي را.

حالا ما مي‌توانيم بفهميم که براي چه، وسايل ارتباط جمعي، مهربانانه، همخط و همسو، و صف بسته در پي چند مليّتي‌ها، اشاره به بازار جديد نفت را از ياد برده اند. اين، رازي است که ارکان مديريّت، بيشتر دوست دارند که فقط به نزد خود نگاه‌دارندش.

راحت‌تر است اين که افکار عمومي را با قصّه سلاح اتمي، و مسلمانان انتگريست، قانع کنند، تا با دليل‌تراشي و توجيه کردن به راه انداختن يک جنگ، براي نجات دلاري که دچار کمخوني شده است! اين، دلار است که آمريکا، از آن در عراق دفاع مي‌کند؛ و به احتمال زياد، به زودي در ايران.
صدّام، در سال 2000 به «يورو» روي آورد و بمباران عراق، در سال 200۲ شروع شد!

برگردان از محمّدعلي اصفهاني

سلاح هسته‌اي ما عاشوراست ( یه مطلب خوب دیگه از آقای علیرضا قزوه )

سياهان اين سو
سفيدها آن سو
آپارتايد هسته‌ای هر دو سو
آن‌ها هيچ وقت از ما خوش‌شان نمي‌آمد

جنگ جهانی دوم بود و
تاسيس کارخانه‌ي فولاد
ما متهم شديم به همکاری با نازيسم‌ها
نزديک بندر اسکندريه
كارخانه‌ي ما را زدند و غرق کردند
برادران همين بوش و بلر
همين كوفت و مركل
همين كه افتاده در گوشه‌ي آي سي يو
و دارد از شكمش اورانيوم غني شده نشت مي‌كند
همين كه با كلاهك اتمي زنده‌ست!
همين‌ها كه دارند كلاه بر سر دنيا مي‌گذارند

ايران عراق نيست
و پيش از آن‌كه از موزه‌ي ايران باستان
ديدن كنيد بگوييد
کدام جنگ را ايرانی
آغاز کرده است؟

يك در برابر چهل ايستاد
پيروز همين يك بود كه با خدا بود و خدا با ما بود
حالا سه در برابر بيست و هفت
پيروز ماييم و
پيروز امام سوم ماست

گاليله را زنده زنده بسوزانيد
منافع شما ايجاب مي‌کند که زمين گرد نباشد
به عنوان يک انسان
حق دارم كه حق داشته باشم و
حق دارم تحقيق کنم
حق دارم بخندم به اين سه كودن خنگ
به گاو و گوساله و تمساح
به خوك و خرس قطبي و راسو
كه آمده‌اند به جنگ ذوالجناح
کسی نمی‌تواند حق خنديدن را از من بگيرد
اسرائيل و هند و پاکستان
البته فرق مي‌كند و بايد به آستان كاخ سفيد مشرف شد
و آمريکا لابد آمريكاست
از بمب اتم استفاده اگر کرد
بي‌خيال هيروشيما
و بي‌خيال ناكازاكي
و بي‌خيال شوراي امنيت بادمجان!


اجناس چيني
نچ!
اورانيوم تاناكورايي
هرگز!
همكاري با روسيه و پاکستان
اصلا!
برادران و خواهر آلماني
لطفاً يک سوزن به خودتان بزنيد و
يک جوالدوز به ايران

بمب اتمی و کلاهک‌های هسته‌ای از شما
كشت هندوانه و برداشت لبو از ما
بازرسان آژانس بين‌المللی انرژی اتمی
از مزارع كدو بازديد كنند
ان.پی.تی و پيت حلبي حق مسلم ماست
تحويل قطعات يدکی هسته‌اي
عوض كردن مخ شارون ايجاد بايد گردد
حالا استخوان كدام گوساله را دارند مي‌زنند به تن اين مردك
كه تا چهل شب زنده بماند
مخ كدام شغال را به دهان رايس ماليده‌اند
كه اين همه زوزه مي‌كشد زنك
مخ الاغ را به قلب بوش
يك دوغ هم روش!!

شرکت ايرباس به ما تحويل سوخت خواهد داد
و ما غني سازي خواهيم شد انشاءالله

شرکت زيمنس برای ايران و شاه نيروگاه اتمی خواهد ساخت
به شرط آن‌كه ما
تاريخ را سي سال عقب ببريم
اما تاريخ را هر جور جابه‌جا كنيد
سلاح هسته‌اي ما
عاشوراست!
يزيد و ابن زياد را هم مختار كشت و ديگ‌هاي داغ آماده است
جاويد شاه و جاويد اسرائيل مرد
ديويد نيوسام مرد
كارلوس ولي هنوز هست
با چهار چهره
بوش و بلر
رايس و رامسفلد
و چند چهره‌ي مخفي
آقاي بوش! تو هم با خودكشي خواهي مرد
در پاناما يا مصر
يا مثلاً جايي در بيمارستان لك لند تكزاس
آن روز شيريني گران خواهد شد و خنده ارزان
دنيا به خيابان مي‌ريزد و مرگ تو را جار مي‌زند
با پنج ميليون جمعيت
آن قدر بمب اتم ساخته اسرائيل
که تمام کره خاکی را می‌تواند منهدم کند،
وحشت نمی‌كنيد چرا آقايان؟
وحشت نمي‌كني چرا از اين همه كلاهك ناجور
خانم مركل اخت بني آخت؟
آقاي البرادرابن لينكلن
البرادعي مسلم فود
دستگاه ايكس ري بگو بياورند و سگ‌هاي سياه انگليسي
شرمندگي ببريد و دماغ‌هاي سوخته
ترازو بياوريد و ببينيد
كه ما ايرانيان چيزي به نام مغز داريم
بزرگ‌تر از مغز شما مارماهيان
قيم هم نمي‌خواهيم

جهان شبيه قلعه‌ي حيوانات است و

دست يابی خوک‌ها به فن‌آوری آسياب
تمام اين بلايا بر سر حيوانات قلعه خواهد آمد
نه خوک‌ها
آقاي جورج اورول!

وقتي كه ابن ملجم مي‌آمد با شمشير در محراب
نماز را نشكست مولامان
ما هم نماز را نمي‌شكنيم آقاي بوش ابن البرادعي ابن بلر ابن ملجم ابن مركل مرادي
اگر يك ضربه‌ي اتمي زديد
جز يك ضربه اتمي نخواهيم زد!

باشد به روي چشم
اگر برادرمان بوش بخواهد پِهن مي‌سوزانيم و
در خانه‌هاي‌مان زغال روشن مي‌كنيم و
نفت‌مان را با اجازه مي‌فروشيم و
فيلم وسترن و هاليوود مي‌خريم و
گاومان را خودمان مي‌دوشيم و
مايه پنيرش را از ايالت ميشيگان مي‌آوريم
اما از فكر ايراني بترس
كه حتا گاه
از همان پِهن گاو هم
انرژي هسته‌اي مي‌سازد!

باشد فن‌آوري نان خشك از ما
فن‌آوري ِ غارت چاه‌هاي نفت بصره از شما
ساخت هتل‌هاي هفت ستاره در كردستان عراق از شما
فن‌آوري شاخ كردن شاهان بدخشان هم از شما
فقط يك قطعه پنير و يك قطعه هواپيما بده و خيرش را ببين
فقط بگذار پرچم ما همان سه رنگ باشد و
ما همين آب رودخانه‌هاي خودمان را بخوريم و
همين احمدي‌نژاد
تا چهار سال ديگر رييس جمهور ما باشد
آن وقت بازي ديدني‌تر خواهد شد
و ما خواهيم خنديد!

گروه خونی من دریاست ( شعری از علیرضا قزوه )

آقای علیرضا قزوهبنده کیف می کنم وقتی شعرهای ناب آقای علیرضا قزوه رو می خونم حالا این یکی هم از طرف آقای قزوه تقدیم به شما :

آدم بالا مي‌آورد
از بس بالا و پايين مي‌دود
سد اميركبير تير خورده است
چرا اخبار نمي‌گويد؟
ناصرالدين شاه با قليانش شليك مي‌كند
چرا اخبار نمي‌گويد؟
آب‌ها هرز مي‌روند وآدم‌ها هرز
چرا اخبار نمي‌گويد؟
در هر اداره‌اي
ناصرالدين شاه
ايستاده با تپانچه‌اش
به انتظار من!
به سبيل مباركت قسم آقاي دكتر!
من ديوانه نيستم
فقط آدم بالا مي‌آورد
و پايين مي‌رود آدم
سقوط مي‌كنند برج‌هاي مراقبت
اين قرص‌ها را از بلاد خارجه آوردند
تا من غني سازي شوم
صد ديپلمات بالا مي‌روند و
چند ميليارد مي‌سوزد نفس‌هايم
(گفتم كه من نفسم مي‌گيرد
به بوي الكل اين تب سنج‌ها هم حساسم)
دارم صندوق‌هاي مهمات را مي‌شمارم از اول
هزار صندوق پايين
ده تابوت بالا
سهام مرگ چند است حالا؟
لطفا با آن ماشين حسابت اين‌ها را ضرب كن در من
مرا ضرب كن در ستاره و موشك
موشك را ضرب كن در باران و باران را ضرب كن در گل
تمام زخم‌ها را ضرب كن در تمام درياها
ببينم! دلتنگي‌ام چند شد؟
دارند تير خلاص مي‌زنند به ما
وقت نداريم
من مي‌پرسم تو كوتاه جواب بده!
اگر تو ناصرالدين شاه نيستي
كه روپوش سپيد پوشيده
و اين كه بر گوشت گذاشته‌اي
تپانچه نيست
لطفاً بگو:
چه مي‌شوند استخوان‌ها و گوشت‌ها؟
- خاك!
و خاك‌ها و جمجمه‌ها؟
- شايد زغال، شايد نفت!
و نفت‌ها؟
- دلار!
دلارها؟
- باروت!
- چه مي‌شوند چشم‌ها و نفس‌ها؟
- باران!
و سنگ‌ها و ميزها و عصاها؟
- خاكستر!
و گريه‌ها و خاطرات و غزل‌ها؟
- طوفان!
چه مي‌شوند شهيدان؟
- شعر!
(اين‌ها را من گفتم و تو سكوت كردي)
به ساعت اتاق شما
هنوز چند دقيقه‌ي ديگر فرصت هست
لطفا با قلمت شليك نكن!
اين هفت هزار تومان ديگر
فقط شليك نكن!
يادت هست آن همه نخلستان
كه مي‌دويد رد صدايم؟
حالا در اين شلوغي ممتد
دارد تمام مي‌شود اين ماه
اين دريا
اين كوه
اين درخت
كه پشت سر هم گلوله مي‌خورد و شهادتين مي‌گويد!

آن روز كه گفتي بيمارستان
در بيمارستان به من يك برگه‌ دادند و
سه النگوي مادرم پرنده شد!
گفتند: نام كوچك‌تان...
گفتم: دريا!
گفتند: از كدام شهر...
گفتم: دريا!
گفتند گروه خوني‌تان...
گفتم: دريا!
دريا پلاك گردن من بود
دريا لباس خاكي من بود
و نام دسته‌ي ما هم دريا بود
و نام تمام گردان‌ها درياست
اروند هم به دريا مي‌ريزد
آن‌ها به جاي تماشاي اروند
به من كپسول اكسيژن خالي دادند
و قرص‌هايي كه بوي سير له شده مي‌داد
و آمپول‌ها
آن‌قدر كه مرگ ذله شد از دستم
و گريه كرد
حالا نشسته‌ام اين‌جا
و التماس نمي‌كنم به مرگ
با زخم‌هايم مي‌خندم گاهي
و مي‌خندم به سرنيزه‌هاي وطني
به آدم‌هايي كه نمي‌پرسند دزدي يا قديس؟
تانكي يا پروانه؟
سنگي يا فرشته؟
به شب‌هاي باراني
به گريه هم حساسم
و به دكترهايي كه سبيل ناصرالدين شاهي دارند
به مجريان تلويزيون هم حساسم
به انسان ام‌پي‌تري
انسان سخت دل سخت‌افزار
انسان كولديسك
به انسان يك مگابايتي
كه حافظه‌اش را ريخته است در memory ها
و ممكن است پاك شود هر لحظه
ديليت شود
فرمت شود
(باشد، يك هفت هزار توماني ديگر دود مي‌كنم، اما شليك نكن)
شب‌ها نفس شكنجه است و باد شكنجه
گرما شكنجه است و سرما شكنجه
به روزنامه‌ها هم حساسم
اخبار بوي سيب ترشيده مي‌دهد
حتي گاهي لحاف تركش مي‌شود و
صداي نفس‌ها تركش
باد تركش مي‌شود و من منور مي‌شوم در آسمان اتاقم
تمام آسمان سيني آتش مي‌شود و
نفس‌هايم اسپند سوخته
با اين همه
هنوز هفت هزار تومان ديگر دارم
و يك كپسول بيست هزاري ديگر
آقاي دكتر!
به رژها و لاك‌ها
به استون و شوينده‌ها و ادوكلن ها هم حساسم

گفتم كه تب ندارم
و فكر مي‌كنم كه شما شيميايي شده‌ايد!
تمام آدم‌ها شيميايي‌اند و نمي‌دانند!
وگرنه چرا
كسي نفس نمي‌كشد اين‌جا؟
در پيش چشم اين همه ناصرالدين شاه
چشم حسود كور
دارم نفس مي‌كشم آقاي دكتر!

مناجاتی غیر قابل پخش با امام علی علیه السلام

خليفه نيستي


سلطان هم


فقط امام اول مظلوماني


و جاي پنج سال


مي‌شد كه پنجاه سال حاكم باشي


مي‌شد كه شامات را


چون دنداني كند و پراكند


كه سهم بچه‌هاي ابوسفيان باشد


و در امارت كوفه


كاري هم به «ابن‌ملجم» و «قطام» داد.

 

مي‌شد هر سال


به هند و پارس


به چين و ماچين دعوت شد


سلطان روم


به افتخار حضورت برپا كند


چيزي شبيه همين ضيافت‌هاي شام


در تالارهاي آينه و مرمر


و پشت درهاي بسته


مي‌شد حسين و حسن را با خود همراه كرد


يكي مشاور اعظم


يكي وزير خزانه‌داري كل


مي‌شد كاري كرد


كه جعده هم مشاورت امور بانوان را عهده‌دار باشد


يا كاره‌اي كه زهر نريزد

 

يا نه


حكومت ايران هم مي‌شد كه سهم حسن باشد


حكومت عراق، سهم حسين


حتي عقيل را مي‌شد سه چهار سالي


با حقوق ارزي آن روز


به اندلس فرستاد


مي‌شد محمد حنفيه


سفير سازمان ملل باشد


مانند اين پسرخاله‌ها


كه تا هنوز و تا هميشه سفيرند!

 

مي‌شد كنار رود فرات


كاخي سبز ساخت


براي تابستان‌ها


سري به بغداد زد


بر بالاي كوه ابوقبيس


كاخي سپيد داشت


چيزي شبيه كاخ سعدآباد


شبيه كاخ ملك فهد


كاخي بلندتر از خانه‌ خدا

 

مي‌شد كه بعد خود


به فكر پادشاهي فرزندان بود


مثل همين ملك حسين و ملك حسن


مثل همين حيدر علي‌اف


و اف بر اين دنيا...

 

مي‌شد كه امام علي بود و


با تمام جهان ارتباط داشت


مثل همين امام علي رحمانف


مي‌شد با خانم رايس دست داد


مي‌شد انبان خويش را پر كرد


از شير مرغ و جان آدميزاد


از وعده و وعيد

 

و افطاري داد از بيت‌المال


و جامه‌هاي اطلس و ابريشم پوشيد


با ميمون و سگ بازي كرد


رقاصه‌هاي روم را دعوت كرد


با چشم‌بندي و آتش‌بازي


شب را به صبح رساند


در برج‌هاي دوبي سهمي داشت


در بازار بورس دستي...


نشست بالاي تختي و


كلاهي از مرواريد و زر بر سر گذاشت


يا دست كم


هر روز يك اسب پيش‌كش قبول كرد


يك شمشير مرصع


كه نام تو بر آن حك شده باشد


ـ اين تحفه‌ها از هند است


ـ آن جامه‌ها از روم


ـ اين فرش‌هاي ابريشمين از ايران ...


 


جشني بگير


بگو كه شاعران قصيده بخوانند


شب را زود بخواب


كه كاترينا و سونامي در راه است

 

براي كندن چاه


به بردگان سياه فرمان بده


به شركت‌هاي چند مليتي


براي بردن نان فرصت نيست


اين را به سازمان غله و نان بسپار!



اين وقت شب


نشسته‌اي و به من لبخند مي‌زني


مي‌دانم


اين‌گونه شعرها خوب نيستند


اما مولاي من!


آن كفش‌هاي وصله‌دار هم


مناسب پاي حضرت حاكم نيست!

 

شعر : علیرضا قزوه 

يك سگ با دخيل شدن به حرم امام رضا (ع) در چند متري ضريح زانو زد ، سرش را به سنگهاي حرم چسباند و شروع

خبرگزاري انتخاب : ماجراي شگفت انگيز ورود يك سگ گله و غير ولگرد به حريم مقدس ثامن الحجج در روزهاي تصوير سگ مياني هفته گذشته زائران حرم امام رضا (ع) كه مشغول زيارت در پايين پاي مبارك بودند ار شگفت زده كرد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري «انتخاب» از مشهد به نقل از شاهدان عيني و فيلم و عكس تهيه شده توسط دوربينهاي مداربسته حرم، در روزهاي مياني هفته گذشته ، زائران حرم امام رضا (ع) ناگهان با سگ سفيدي مواجه شدندكه تا چند متري ضريح مطهر ، پيش آمده بود و به صورت ويژه اي سرش را در درست مقابل پايين پاي مبارك روي زمين گذاشته و با صداهاي عجيب، گريه مي كرد.


بنابراين گزارش، پس از آنكه يكي از دربانها با سگي مواجه شد كه بدون سر و صدا و سري پايين افتاده، قصد ورود به حرم رضوي را داشت، از ورود او به حرم جلوگيري مي كند.

خود دربان در اين مورد به «انتخاب» مي گويد: باورم نمي شد كه اين سگ چگونه به اينجا آمده و با هيچ مانعي رو به رو نشده است.سگ وقتي به طرف من آمد به شكل ارامي و فقط با كلمه "برو" سرش را برگرداند و بدون مقاومت از آنجا دور شد.

سگ ياد شده اينبار با ورود به پاكينگ ويژه ، وارد محوطه مي شود و با مخفي كردن خود در كنار يك كمپرسي حامل سنگ (انطور كه در تصاوير دوربين مدار بسته ديده شده) ، خود را به صحن‌آزادي مي رساند.

اين سگ با ورود به داخل صحن به هيچ وجه از روي فرشها عبور نمي كند و به شكلي هيچ كس متوجه نمي شود (اما دوربين ها آن را ضبط كرده اند) در حالي كه به شكلي شگفت آور پشت به ضريح نمي كند، تا دو سه متري ضريح مطرح پيش مي رود.

اين سگ در دو سه متري ضريح زانو زده و سرش را به سنگهاي حرم چسبانده و با درآوردن صداهاي عجيب ، شروع به نوعي گريه و مي كند، به طوريكه خدامي كه در اطراف اين سگ پس از ساعتي حلقه مي زنند سر سگ ياد شده را خيس از اشك تعريف مي كنند.

پس از ساعتي يكي از زائرين سگ را مشاهده مي كند و خدام را خبر مي كند.خدام پارچه اي را روي گردن سگ انداخته و با پهن كردن پارچه برزنتي از سگ مي خواهند كه روي برزنت برود.سگ نيز به آرامي روي پارچه مي نشيند و اجازه مي دهد كه خدام شگفت زده، او را به داخل صحن هدايت كنند.

بنا بر گزارش خبرنگار خبرگزاري «انتخاب»، سگ ياد شده به دستور مقامات براي نگهداري به مزرعه ويژه آستان قدس رضوي منتقل شد.

انا انزلناه فی لیله القدر

Holy Ghadr night

اعلام مرگ سفیددر احادیث در شرف وقوع

سلام این خبر بد جوری تکون دهنده است.... شوخی نیست ..حتی اگه بر اساس احادیث هم ببینیم این اتفاق غیر قابل انتظار نیست (در آذر بایجان بیماری شبیه طاعون اتفاق افتد که همان مرگ سفید است ) خدا به ددمون برسه هر کی این رو می خونه می تونه به بیمارستان شهر شون مراجعه کنه و ۴۰۰۰ تومان بده و واکسنش رو بزنه البته اطمینانی به این واکسن نیست ولی از هیچی بهتره ....

در حالي كه بر پايه برآوردهاي انجام شده، شيوع قابل پيش‌بيني آنفلوانزاي مرغي در ميان انسان‌هاي جهان مي‌تواند به طاعون مرگ‌آور قرن بيست‌ويكم تبديل شود، هنوز خبري از اقدامات پيشگيرانه دو وزارتخانه جهاد كشاورزي و بهداشت و درمان ايران در اين‌باره نيست.

به گزارش خبرنگار «بازتاب» از پاريس، منابع بهداشت جهاني با نزديك شدن فصل سرما، نگران جهش ويروس «H5N1» موسوم به آنفلوانزاي مرغي هستند. در صورت جهش اين ويروس و انتقال آن از پرنده به انسان، خوشبين‌ترين افراد، قربانيان اين فاجعه را بيش از 120 ميليون انسان قلمداد مي‌كنند، به ويژه آن‌كه امكانات و داروهاي موجود، براي مقابله با اين بيماري عالم‌گير، در همه كشورها يكسان نيست.

بنا بر اين گزارش، ديروز نتايج تحقيقات متخصصان بهداشت آمريكا‌يي و سوئيسي در زمينه كشف ژن‌هاي ويروس «H5N1» منشر شد. اين ويروس، عامل آنفلوانزاي موسوم به اسپانيايي بود كه در سال 1918ميلادي، جان پنجاه ميليون انسان را در جهان گرفت. اعلام نتايج تحقيقات اخير، در حالي كه باعث نگراني بيشتر كارگزاران بهداشت جهاني شده، اميدهايي را نيز در راه مقابله با اين بيماري در پي داشته است، چرا كه با كشف ژن‌هاي ويروس آنفلوانزاي اسپانيايي كه شبيه ويروس مرغي است، متخصصان اميدوارند كه مكانيسم جهش را كشف و براي مقابله با آن اقدام كنند.

براي بيشتر متخصصان بهداشتي كه در زمينه اين بيماري تحقيق مي‌كنند، با كشف يافته‌هاي اخير آمريكايي، سوئيسي جهش ويروس آنفلوانزاي مرغي، حتمي شده است، ولي كي و كجا و چگونه؟ اين پرسشي است كه همگان منتظر يافتن پاسخ آن هستند.

در همين راستا، سياستگذاران بهداشتي در كشورهاي غربي به موازات اقدامات عملي براي مقابله با اين بيماري، مردم خود را براي رويارويي با بروز اين بيماري مرگ‌آور آماده مي‌كنند و در همين راستا از هفته گذشته در رسانه‌ها، پي‌درپي در اين‌باره مطالبي از قول منابع بهداشتي در حال پخش است؛ سياست‌هاي در پيش گرفته شده از سوي دولت‌هاي غربي به رغم اين‌كه هنوز موردي از اين بيماري در اروپا ديده نشده، جاي تأمل دارد.

در بيشتر كشورهاي اروپايي و آمريكا با تخصيص بودجه‌هاي كلان براي تهيه دارو و وسائل پيشگيري با اين بيماري، اقدامات چشمگيري از ماه‌ها پيش آغاز شده است.

با وجود اين، هفته گذشته، شاهد اظهارات عضو محترم كميسيون بهداشت مجلس در مورد بي‌اساس بودن شايعات در اين زمينه بوديم. ايشان در مصاحبه‌اي اعلام كردند كه در زمينه بيماري آنفلوانزاي مرغي، شايعاتي باعث نگراني مردم شده كه به خاطر ثابت نشدن انتقال اين بيماري به انسان، جاي هيچ نگراني نيست. جا داشت كه نماينده محترم مجلس، اطلاعاتي در زمينه اين بيماري و احتمال شيوع آن در مناطق مختلف جهان پيدا مي‌كرد و تنها به خاطر رفع نگراني، اينچنين با اطمينان سخن نمي‌گفت، به ويژه آن‌كه در كارتوگرافي مسير پرندگان مهاجر، ايران در مسير اين پرندگان قرار داشته و به عنوان يكي از مناطق در معرض خطر اعلام شده است.

خبرنگار «بازتاب» مي‌افزايد: بد نيست، نظري به اقدامات فرانسه و اظهارات ديروز «گزاويه برتراند»، وزير بهداشت فرانسه، در مجلس اين كشور بيندازيم.

«گزاويه برتراند» در گزارش خود به مجلس در زمينه اقدامات انجام شده وزارت بهداشت فرانسه، اظهار داشت كه ما به همه مؤسسات بهداشتي و دامپزشكي كشور، دستور آماده‌باش كامل داده و از امروز با تبليغ و اطلاع‌رساني همگاني در رسانه‌ها، برنامه‌هايي در سطح عموم در كشور تدارك ديده شده است. ما اميدواريم بدون ايجاد نگراني‌هاي بي‌جا، مردم را براي مقابله با بروز احتمالي چنين بيماري كشنده‌اي آماده كنيم.

وي همچنين در مورد اقدامات انجام شده به وسيله وزارت بهداشت اين كشور اعلام كرد: تا به حال، پنجاه ميليون ماسك ويژه پرسنل بيمارستان‌ها تهيه شده و دستور تهيه دويست ميليون ماسك ويژه براي افراد بيمار و سالم نيز داده شده است كه تا پايان ماه، كارخانه‌هاي سازنده اين ماسك‌ها با افزايش ساعات كار و پرسنل، قول ارائه اين مقدار ماسك را داده‌اند.

وي در گزارش خود ادامه داد، همچنين دستور تهيه چهل ميليون واكسن به دو لابراتوار داده شده است كه در آينده نزديك در اختيار بيمارستان‌ها قرار خواهد گرفت، در حال حاضر نيز براي مداواي بيماران مبتلا، 8/13 ميليون واحد دارو تهيه شده و اين كار همچنان ادامه دارد.

وي در پايان خاطر نشان كرد كه دولت مبلغ ششصدميليون يورو بودجه را براي اقدامات پيشگيري و مقابله با اين بيماري در نظر گرفته است.
منابع بهداشتي فرانسه، ميزان ابتلاي افراد به اين بيماري در صورت شيوع را بين نه تا دوازده ميليون نفر و قربانيان آن را دويست هزار كشته در اين كشور پيش‌بيني مي‌كنند.

گفتني است، فرانسه با توليد 920 ميليون رأس طيور در سال، نخستين توليدكننده اين محصول در اروپاست.
خبرنگار «بازتاب» در پايان مي‌افزايد: اما پرسش اينجاست كه آيا مردم ما، به ميزاني از بلوغ اجتماعي رسيده‌اند تا بتوان با آنان، بدون ايجاد يك جو دلهره اجتماعي در زمينه اطلاع‌رساني و هشدار نسبت به خطر شيوع قريب‌الوقوع بيماري مرگ‌آور آنفلوانزاي مرغي در كشورمان سخن گفت‌؟

پیشگویی‌هاى عجیب یک منجم

سال 2005، بوش و ابومازن ترور می‌شوند! 

«حسن الشارنی»، منجم و معاون رئیس اتحادیه جهانی پیشگویان، كه پیش از این مرگ مشكوك «یاسر عرفات»، رهبر حكومت خودگردان و همچنین مرگ پرنسس دایانا در حادثه‌ای را پیش‌بینی كرده بود، اوائل سال جاری میلادی در گفت‌وگو با رویترز اعلام كرد: در سال 2005 شاهد چند تغییر و تحول سیاسی در جهان هستیم و مهم‌ترین آن‌ها ترور جورج بوش، رئیس جمهور آمریكا، در نیمه دوم سال آینده، به روشی مشابه با ترور «جان اف كندی» و نیز ترور «ابومازن» نامزد برجسته انتخابات فلسطین است.

به گزارش خبرگزاری رویترز، وی در پیش‌گویی خود گفته بود: سال آینده پادشاه عربستان می‌میرد و شارون از قدرت عقب‌نشینی می‌كند، اما پس از وی هیچ تغییری در سیاست صهیونیسم در منطقه به وجود نخواهد آمد. شارنی در اولین روز ژانویه سال 2004، در شبكه تلویزیونی العربیة، مرگ یك مقام بلند پایه فلسطینی را در وضعیتی مبهم پیشگویی كرد. وقتی در ابتدای برنامه از وی سئوال شد، این مقام بلند پایه كیست؟ پاسخ داد: این شخص «یاسر عرفات» است و به شكلی مرموز خواهد مرد.

وی همچنین پیش‌گویی كرده بود، پرنسس دایانا در حادثه‌ای هولناك جان می‌سپارد، به طوری كه شهرت جهانی كسب می‌كند. شارنی كه در علم نجوم مدرك دكترا دارد، همچنین وقوع حملات 11 سپتامبر را در روزنامه‌های تونسی و مرگ یك هنرمند مشهور تونسی را اعلام كرده بود.

به گزارش این خبرگزاری، شارنی گفت: در سال 2005 شاهد وقوع نشانه‌های فلكی هستیم كه بیانگر حركت سیاره زحل از سرطان به سوی عقرب در ژوئیه و همچنین بروز كسوف كلی در اكتبر هستیم كه این حركتهای فلكی به شكلی چشمگیر بر حوادث خاورمیانه اثر خواهد گذارد؛ به طوری كه صدام، رئیس جمهور مخلوع عراق، پیش از محاكمه‌اش خواهد مرد و صدامی دیگر ظهور می‌كند.

این پیشگوی تونسی در ادامه تأكید كرد: بروز حوادث بزرگ در مصر نیز منجر به تغییر روند سیاست مصر می‌شود؛ به طوری كه شاهد تغییر اساسی دولت مصر خواهیم بود.

در زمینه امنیت جهانی نیز شارنی چنین پیش‌گویی كرد: كشورهای اروپایی شاهد چند فاجعه دردناك خواهند بود و چند عملیات تروریستی در اروپا اتفاق خواهد افتاد؛ اما گسترده‌ترین این حوادث بی‌نظیر درانگلیس و به ویژه در لندن خواهد بود.

وی همچنین افزود: عملیات بزرگ تروریستی دیگری نیز در شهرهای آمریكایی به وقوع می‌پیوندند و یك حادثه انفجار هواپیما نیز در این كشور رخ خواهد داد.

این منجم جهانی همچنین تصریح كرد: حادثه‌ای دیگر كه وقوعش را نزدیك می‌بینیم، در آغاز سال آینده رخ می‌دهد و آن مرگ پاپ ژان پل دوم، رهبر كاتولیكهای جهان، و همچنین وقوع عملیاتهای گسترده‌ای در تل آویو است.

 

پیشگویی‌ها‌ی منجم تونسی

«بوش كوچك»، «ابومازن» فلسطینی و «ایاد علاوی» عراقی سال آینده میلادی ترور می‌شوند، ایتالیا و انگلیس هدف حملات تروریستی قرار می‌گیرند و «صدام» تكریتی هم قبل از محاكمه اش می‌میرد!
دست كم، این چیزی است كه «حسن الشارنی» منجم تونسی برای سال 2005 پیش بینی كرده است! او می‌گوید حركت سیاره مشتری كه ظاهراً یكی از سیاره‌ها‌ی نحس است، از برج سرطان به طرف عقرب، باعث می‌شود كه دگرگونی‌ها‌ی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خیلی سختی به وجود بیاید و... اینكه خدا به داد بعضی‌ها‌ برسد! می‌گویند، «الشارنی» آنقدر در كارش ماهر است كه هشت ماه قبل از درگذشت شاهزاده «دیانا» انگلیسی در اوت 1997 در «پاریس»، مرگش را پیش بینی كرده بود... همینطور مرگ «یاسر عرفات» فلسطینی را، آنهم در شرایطی مبهم! و حالا، این منجم تونسی می‌گوید «بوش كوچك» هم بعد از سختی‌ها‌ی زیاد پاییز آینده درست مثل «اسحاق رابین» اسرائیلی در یك مكان عمومی با تیر مستقیم ترور خواهد شد. «ایاد علاوی» نخست وزیر در ناامنی‌ها‌ی عراق كشته می‌شود، «دونالد رامسفلد» وزیر دفاع را ترور می‌كنند، روابط گرم «كاندولیزارایس» وزیر خارجه با «بوش كوچك» سرد می‌شود، «محمود عباس» (ابومازن) فلسطینی بین ماه‌ها‌ی مه و ژوئن ترور می‌شود، كابینه «شارون» صهیونیست سقوط می‌كند و بقیه عمرش را روی صندلی چرخدار می‌گذراند،«صدام» تكریتی قبل از محاكمه اش می‌میرد و... خلاصه «الشارنی» 50 ساله آنقدر در كارش ماهر است كه شخصیت‌ها‌ی سیاسی و تاجران زیادی برای مشورت با او به دفتر كارش در طبقه سوم ساختمانی در تونس مراجعه می‌كنند. 

چیزهای دیگری هم در این رابطه خواهم گفت انشا الله .....

حالا اگه نظری چیزی راجع به این موضوع داری دوست دارم بشنوم حالا مهم نیست چی باشه ....